قرار گرفتن در شرایط بی وزنی مزایای ویژه و جذاب خودش رو داره.

شما می توانید یک بلوک 500 پاوندی رو  با یک دست بلند کنید و تنها با کمک یک انگشت به اطراف ببرید… می توانید به جای راه رفتن در محیط شناور باشید و پرواز کنید …  شما می توانید در هر سنی که هستید بدون مشکلی پشتک بزنید … و می توانید با غذای خودتون بازی کنید.

همانطور که قبلا هم گفتم همه کارها اینجا بدون صرف نیروی زیاد انجام می شه. اگر بخواهید که به سمت جلو حرکت کنید کافیه اندکی دیوار مقابل یا هر جسم صلب دیگه ای رو با یک انگشت لمس کنید تا در جهت مخالف با نیرویی که به کار بردید ، حرکت کنید. ممکنه در بین راه افراد دیگر مقابل راه شما قرار بگیرند. لازم نیست نگران این موضوع باشید کافیه به سمت سقف حرکت کنید تا مثل مرد عنکبوتی به کمک میله هایی که روی دیوارهاست  از بالای سر اونها شنا کنان عبور کنید.(البته در واقع شما نمی توانید شنا کنید اما عمل شما شبیه شنا کردن به نظر می رسه.)

کتاب خودتون رو د رانتهای مدول جا گذاشتید؟ مساله ای نیست . کافیه از یک نفر که نزدیک کتابتونه بخواهید تا آن رو برایتان بفرسته.... این کار به این معنی اینه که اون شخص به آرامی کتاب شما رو به سمتتون  هل می ده و بفرمایید... کتاب شما تمام مسیر را به سوی شما پرواز می کنه. دوست شما مشغول خوردن آب نباته و شمااز اون می خواهید اگر می شه کمی هم به شما بده و خوب ،اونم یک تیکه رو به سمت شما میندازه و آب نباتتون وارد دهان باز شما می شه.... ( بچه ها لطفا هیچ کدام از این را در جاذبه زمین امتحان نکنید)

در فضا مساله ای نیست اگر با غداتون بازی کنید. همیشه فضا نوردان و کیهان نوردان این کار رو انجام می دهند.  قطعات پنیر هیچوقت مستقیم با دست به دهان گذاشته نمی شوند. فضا نوردان کمی از ان رو از ظرفشون خارج می کنند و به سمت دهنشون می فرستند. وقتی شما ظرف محتوی غذای مایعی مثل ماست یا سوپ رو باز می کنید  اگر خیلی محتاط نباشید حبابهای کوچکی از ماست و یا سوپ شما شروع به پرواز در محیط می کنند و شما می توانید به تعقیب اونها با قاشقتان برید. اما اگر بخواهید آنها رو خیلی سریع بگیرید این حباب با قاشق شما برخورد می کنه و تبدیل به 10 حباب کوچکتر می شه و مجبور خواهید شد هر 10 تای اونها را دنبال کنید !

من واقعا از شرایط بی وزنی لذت می برم ... شما احساس یک روح آزاد رو دارید. به یاد دارم که وقتی خیلی جوان بودم ، برای مدتها این رویای دایمی روداشتم  در میان شگفتی خانواد م  میان اتاقهای خونه به پرواز در می اومدم و از توانایی خودم برای این کار احساس شگفتی می کردم. البته در رویای خودم ، توانسته بودم در این کار خبره بشم و در حالی که در اطراف با قدرت شناور می شدم به چیزی برخورد نمی کردم.

با وجود این در عالم واقعیت ، من یک تازه کار به حساب می آیم. من در حین پرواز به دیوارها برخورد می کنم و چیزها را از جای خود بیرون می اندازم. در روزهای اول من به دیوار مقابلم فشار زیادی وارد می کردم و به سرعت به سمت دیوار دیگه رونده می شدم و خوب، نمی توانستم خودم رو متوقف کنم و بنگ! به دیوار روبرو برخورد می کردم و به دلیل این برخورد دوباره به سمت جایی که شروع کرده بودم باز گردونده می شدم... البته اخیرا از من تمجید شده که چقدر حرفه ای پرواز می کنم ! که البته این موضوع غلو آمیزیه.

فکر می کنم شبیه ترین حالت به شرایط بی وزنی در حالت غوطه وری در آبه. البته یه تفاوت اساسی در این بین وجود داره . در آب زمانی که شما دست و  پایتون رو تکون می دید ، حرکت می کنید .... اما اینجا شما می توانید هرچه قدر دلتان می خواهد دست و پایتان رو تکان بدید ولی هیچ جایی نمی رید. تنها چیزی که ممکنه کمکتون کنه که حرکت کنید جریان آرام هواییه که از فن ها خارج می شه...

بچه ها  اینجا خواستند این موضوع رو عملا به من نشان بدند به همین دلیل منو در بین یکی از مدولهای آمریکایی (Node) قرار دادند و هیچ چیزی دم دست نبود که بتوانم به اون نیرویی وارد کنم.... خوب من معلق در میانه Node شناور مونده بودم و اصلا مهم نبود که چقدر خودم رو تکان بدم چون هیچ حرکتی نمی کردم. آنها به من می خندیدند و سرانجام نسیم ملایم فن ها باعث شد تا به یکی از دسته های تعبیه شده روی سقف نزدیک بشم تا بتوانم خودم را نجات دهم .

خوب حالا این رودر ذهن داشته باشید و امروز که در حال کار هستید تصور کنید که جاذبه ای وجود نداره و شما و همه چیزهای اطراف شما شناورند می توانید این موضوع رو تصور کنید؟

شما نشستید و مشغول تایپ با کامپیوترتون هستید ... ،خوب، شما نمی توانید بنشینید. چراکه چیزی نیست که شما را به صندلیتان بچسبونه مگه اینکه شما خودتون رو با تسمه و کمربند به صندلیتون که به زمین محکم شده  بچسبونید. خوب از انجایی که نمی توانید بنشینید پس بیایید بایستید. شما حتی نمی توانید بایستید به خاطر اینکه هر ضربه ای که به کلیدهای صفحه کلیدتان وارد می کنید باعث می شود نیرویی هم از سوی صفحه کلید به شما وارد شود و ...

خوب پس مردم زمانی که در فضا هستند و می خواهند جایی بایستند و کاری انجام دهند چه کار می کنن؟ آنها از پاهاشون برای محافظت از خودشون و ایمن کردن موقعیتشان استفاده می کنند. آنها پاهای خودشون رو زیر میله های نگاه دارنده ای که همه جا نصب شده  محکم می کنند یا چیزی رو پیدا می کنند که پاهاشون رو به اون محکم کنند به همین دلیل بود که روز اولی که من وارد ایستگاه شدم ، پاشا ، یک چکمه نرم پوستی اسکیمویی به من داد ... من علت اون رو نمی دونستم و اونها رو نپوشیدم. بعد هنگام شب زمانی که خواستم بخوابم دیدم که روی پاهام کبود شده و کمی آسیب دیده . در فضا شما یاد می گیرید که از انگشتهای پایتون به خوبی استفاده کنید . فکر نکنم هیچ وقت روی زمین به اونها توجهی کرده باشم  ،اما این بالا انگشت شست پای شما ابزار قدرتمندی برای نگاه داشتن شما در یک محل به شمار می رود.

خوب اجازه بدهید به ادامه کارها بپردازیم ... شما می خواهید مطلبی از یک کتاب رو بخوانید و به همین دلیل اون رو روی میز قرار می دید ، اما کتاب اونجا نمی مونه. شما بطری نوشیدنیتون رو روی آن می گذارید تا کتاب رو سر جاش نگه داره . حالا شما کتابی رو دارید که به همراه بطری نوشیدنی شما در حال پروازه.  شما مجبور میشید کتاب رو با دستتون بگیرید و نگه دارید اما هنوز بطری نوشیدنی شما در حال پروازه بنابراین به سرعت بطری رو با دست دیگرتون می گیرید و تلفن زنگ می زنه، کتاب رو روی میز می گذارید تا تلفن رو  جواب بدید و به محض اینکه این کار رو می کنید کتاب دوباره شروع به پرواز می کنه و در حالی که شما سعی می کنید به تلفنتان برسید گوشی از شما دور شده .

تصورش رو بکنید... خوب خداوند ولکرو (چسب دورویه)  رو برای همین شرایط خلق کرده... برای اینکه اشیا رو در شرایط بی وزنی در جای خودش نگاه داره.

به همه چیز اینجا ، ولکرو الصاق شده  ،حتی به  شلوار شما هم نوارهای ولکرو دوخته شده . من فکر می کردم اگر چیزی رو در جیبم بگذارم و زیپش رو ببندم جایش امنه . بله جای آنها امنه اما تازمانی که زیپ رو باز کنید و بخواهید یکی از آنها رو بیرون بیارید ، یقیه اشیای کوچک هم شنا کنان به بیرون پرواز می کنند .... هیس  ! به کسی این بالا چیزی نگید اما تا الان چند تا چیز کوچولو رو همینطوری گم کرده م مثلا برق لبم !

پس به طور اساسی هرچیزی که دارید باید مجهز و متصل به ولکرو باشه . اینجا بسته هایی از نوارهای ولکرو در رنگها ، اندازه ها و شکل های مختلف وجود داره که همه جا مورد استفاده قرار می گیرند. شما به یاد داشته باشید که اگر چیزی رو به حال خودش رها کنید، در جای خودش باقی نمی مونه و شروع به حرکات نمایشی می کنه که این بالا می تواند مخاطره انگیز باشه.

با همه این ها ، پرواز احساس بسیار ارزشمنده ... و یکی از بزرگترین تلاشهای من پیش از ترک اینجا این است که ببینم چقدرمی توانم در یک مکان شناور بمانم بدون اینکه به چیزی برخورد کنم. برای این کار شما باید بایستید و هیچ نیرویی به هیچ چیزی وارد نکنید. بیشترین زمانی که من توانسته ام این کار رو انجام دهم 25 ثانیه پیش از آن بوده است که به چیزی برخورد کنم.

اکنون وقته اونه که از اخرین روزهایی که روی عرشه هستم استفاده کنم....

تا بعد....

 

 * بر گرفته از سایت انوشه انصاری